مرد 33 ساله ی متاهلی که پر از مشغله و دو سه شغله هم هست، هنوز عشق بلاگفابازی داره خخخ. از اوایل دهه 90 تو بلاگفا اومدم فکرکنم. اونوقتا عمده ارتباط جوان های مجازی باز یا کامنتهای بلاگفا بود یا مسنجر یاهو و ایمیل بازی...
کلی گشتم تا یه قالب نسبتا به درد بخور پیدا کردم. اونم باز خیلی به دلم نیست ولی حوصله و وقت بیشتراز این گشتن ندارم، مهمم نیست خیلی، میخوای بنویسی توش دیگه. قشنگتراز نوشتن تو کاغذ هست. اگرچه اون حس خودکار به دست گرفتنو بهت نمیده. تقریبا 40 دقیقست وقتم پشت سیستم مغازه داره تو بلاگفا و قالب پیدا کردن میگذره. همین حد بسه تا بعدا شاید اتفاقی چیز بهتری به چشمم خورد. طراح ها هم مثل قدیم نیستن. قدیم خیلی سایتهای طراحی و قالب و ابزارهای بلاگ نویسی بود. هیچکدام نیستن. ایناهم که هستن همش بدرد نخور و چرت.
مخصوصا فونت برام خیلی مهمه چه تو گوشی چه سیستم. این فونت وب اصلا جالب نیست. داشتم میگشتم دقیقا حس اونموقعا بهم دست داد دهه 90 اینا، وقتی خیلی میگشتی دنبال قالب و این چیزا، سرسام میگرفت آدم و عصبی طور میشد...
پ.ن: دیشب بعداز پست دیروزم، اون بهتر بود. یکی دوتا پیام داد و نوشت آشتی ایم؟ جواب ندادم ولی خواستم زودتر از مغازه برم خونه دم گرگ میشی هوای غروب بریم موتور سواری یکم، اونم مشتری اومد و دیرتر شد و تاریکی شب رسید تقریبا ولی خب باز رفتم رفتیم. نمیخواست بیاد میگفت دارم شام درست میکنم و...نگو داشت بساط شب میچیده. کیک و میوه و قلیون و شام این چیزا. رفتمم خونه میگفت نگا تو همیشه دیر میایا امشب زود اومدی بساط سورپرایز منو بهم زدی.خخخ شبم نشستیم با دیتاپرژکتور نصفه نیمه فیلم allied 2016 رو باهم دیدیم و قلیون کشیدیم و تخمه و میوه و... . دیتا خیلی عن بازی در میاورد آخرش انداختیم رو تلویزیون دیدیمش همون. حیف 10 تومن پولی که پارسال دادیم اونو خریدیم از دیجی کالا. هنگ میکنه تندتند/