امشب خواستم فیلترشکنارو فیکس کنیم نشد. خواستیم نمرات رو وارد کنیم سایت مدیو رفته بود بروزرسانی. خواستم تایپ ه.ا رو انجام بدم فایل خامشو پیدا نکردم رو لپ تاپ و شبکه ها. تا آخرش ساعت الان شده ۱۲ و به زور جلوی خوابمون رو گرفتیم. از اونور م داره مثل مار به خودش میپیچه از دلدرد و معده درد و این شب آخر قبل از کولونوسکوپیش، خیلی خیلی اذیته دیگه. هرجایی شو درست میکنی امشب یجا دیگش درد داره. سروچشمش افتضاح درد میکرد یه سه کاره خورد به زور من، اون خوب شد. یهو معدش دوباره بلند شد درد شدید. از صبحه هیچی نخورده فرداهم نباید بخوره تا عصر که کولونوسکوپیش انجام بشه. همینجوریشم کلی ضعیف و مریض حاله، حالا بدترم میشه این دو روز هیچی نخوره!
خوش به حال اونایی که شب میان خونه استراحت میکنن، فیلم میبینن و به موقع هم میخوابن. ما شب که میایم خونه و نهایت بعدازشام، شیفت سوم کارمون تازه شروع میشه. ببخشید شیفت چهارم تازه. شب میشینیم باز ادامه کارهای عقب افتاده ی روز یا کارهای فورس ماژور فردا رو میکنیم. ظهرم ما بین کلاس و مغازه من میرم باز دنبال کارهای اداری و تعمیر ماشین و خونه سازی و از این قبیل کارها...
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...موجیم که...
بر پدر شاعرش... اینطوری بهمون قبولاندن که درستش همینه. زارت