کدام جمعه شده؟
کدام جمعه که هیچ، کدام روز بوده گذاشتی یه آب خوش از گلوی من پایین بره که بعدش جمعه اش پاشیم بریم یه جایی؟
«بقیشو میذارم ادامه مطلب، صفحه اصلی شلوغ نشه»
ادامه نوشته..کدام جمعه که هیچ، کدام روز بوده گذاشتی یه آب خوش از گلوی من پایین بره که بعدش جمعه اش پاشیم بریم یه جایی؟
«بقیشو میذارم ادامه مطلب، صفحه اصلی شلوغ نشه»
ادامه نوشته..کاش میشد بهش بفهمونی اونقدری سردم نکن که به جایی برسم که دیگه خودتم آتیش بزنی نتونی دوباره گرمم کنی...
«بقیشو میذارم ادامه مطلب، صفحه اصلی شلوغ نشه»
ادامه نوشته..دیشب باز بگی نگی و دوستانه طور و دلجویانه طور نشستیم خیلی حرف زدیم باهم. و گفت از این ماه دیگه میخوام عوض بشم و جمع کنم و پس انداز کنیم و...
پ.ن: میام سرفرصت حتما کامنت دوستان رو جواب میدم.
ادامه نوشته..بخدا میزنه به سرم بشینم با مادرش صحبت کنم، که میدونم بدش میاد. میگه مشکلاتمون رو کسی نفهمه هرچی هست بین خودمون درستش کنیم، بعد خودشم میخوای باهاش صحبت کنی هی حرف خودشو میزنه فقط.
بقیش ادامه ی پست
ادامه نوشته..هر کدوم از حرفاشو میشه یه تیتر کرد و اقلا 20-30 خط هم دربارش نوشت! امروز 20 بار قهر و آشتی کرده و فاز و مودش متغیر بوده. معلوم نیست سر چی! اینقدری آه و ناله کرد تا بقول خودش فس منم خوابوند و بعد میگه توو چته چرا اینجور میکنی بخدا من هیچیم نیست چرا هردومون رو اذیت میکنی!!
ادامه نوشته..که واقعا مسئولیت پذیر باشه. واقعا باشه. و اگرم نبود حتی، بتونه بپذیره که باید باشه و بخواد تلاش کنه و نسبت به مسئولیت پذیری تو قدردانت باشه؛
و هم که پخته باشه. واقعا خیلی مهمه.
البته خب زنا میگن وقتی ما کم میاریم و مثلا قانع میشیم ولی نمیخوایم به روی خودمون بیاریم، میزنیم شربازی خودمونو و لوس میکنیم خودمونو یا مثلا گریه میکنیم و....از این چیزا و شمام باید بفهمید اونجا و تازه شما بیفتین به غلط کردن و بگید ببخشید عزیزم من اصلا اینطور چیزی رو مطرح کردم، تو خیلیم خوبی و من اصلا مسئولیت پذیر نیستم مثلا، و دفعه بعد همون کارارو باز تکرار میکنه